سورپرایز

در بیحوصله ترین حالت ممکن خودم بودم خونه مامان یهو در باز شد و داداش و همسرش و پسرش وارد شدن!

جوری شوکه شدیم که مامانم قرص قلب خورد! دیشب اومدن ایران و لو ندادن خواهر دهن قرصم میدونسته فقط ..

اوووووف نگم که چقدر حالم خوب شد

خدایا شکرت♥️

تو شب یلدای کوفتی!

اینقدر خستم و عصبی که حد نداره

واقعا دیگه نمیکشم از این دست تنهایی بچه بزرگ کردن و از فکر اینکه مثلا یلدارو چه کنیم

رمز همون قبلی

ادامه نوشته

من نمیدونم چی تو مغز اینا میگذره که باعث میشه صبح زود یه خروار اسفند دود کنن

ظهر دود کنن

شب دود کنن

چی قراره ضدعفونی شه؟ کی قراره چشم نخوره؟

......... جای این مقطه چینا هرچی فحشه بزارید

یه وقتا فکر میکنم واقعا خسته شدم از اداهای این زن....

بالاخره اولین باران پاییزی در دهمین شب اذر ماه بارید

الحمدلله

هی روزگار

بعد از گذرون یک جمعه سگی و اعصاب خورد کن سلام بر شنبه

نشستم ببینم از کجای این خونه ریخت و پاش شروع کنم به تمیز کردن ..

رمز به دوستان وبلاگیم که خانومن داده میشه

ادامه نوشته

من خیلی دچار پشیمونی میشم ....