اون بنده خدایی که دهنمونو با بچه هاش سرویس کرده بسکه همش تو راه پله هستن یا تو خونه ماها یا سر و صداهای خفن دارن و کلا نظارتی نداره رو بچه هاش الان زنگ زد با ذوق گفت سومی رو باردارم!
قشنگ جمله ای که اومد تو مغزم این بود: بدبخت شدیم
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۳/۰۷
" ... به لبهای تشنه ما، ای ساقیِ اهل بهشت، جرعهای از عشق بنوشان ... "