امروز از 8 صبح در حال بدو بدو بودم تا به کارهام برسم

و تا الان که ساعت یک و نیم نصف شبه همچنان در حال بدو بدو بودم

این سرفه میکرد اون بیدار میشد

اون گریه میکرد این بیدار میشد

یکی بابت سرفه های زیاد و یکی بابت درد دندونی که معلوم نیست کی قراره دربیاد بیقرار بود..

اوففففف که چند ساعت خسته کننده ای رو سپری کردیم ...

الان الحمدلله جفتشون خوابشون برد و من نشستم ببینم در ادامه بیدار میشن یا نه چون پسرک همچنان سرفه داره

خدایا شکر بابت تمام لحظات ..اینام بخشی از زندگی هستن